محمد اعظم خان ناظم جهان
6
قرابادين اعظم ( فارسى )
يا گاو چرب كرده با قند سفيد يا عسل نيم آثار عالمگيرى قوام داده بسرشند خوراك يك توله تا دو توله اطريفل زمانى مستعمل در ماليخولياى مراقى و نزله و منقى معده و دماغ از اخلاط ثلاثه و مفيد قولنج و صداع و مانع صعود ابخره صفت آن پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه گل بنفشه سقمونياى مشوى هر يك ده مثقال تربد سفيد موصوف كشنيز خشك هر يك بست مثقال پوست بليلهء آملهء مقشر گل سرخ طباشير گل نيلوفر هر يك پنج مثقال صندل سفيد كتيرا هر يك سه مثقال روغن بادام شيرين سى مثقال ادويه كوفته بيخته بروغن چرب كرده بدارند و عناب صد عدد سپستان صد عدد گل بنفشه ده مثقال در آب جوش داده صاف كرده با يك نيم وزن شيرهء هليلهء مربى و يك وزن عسل كف گرفته بقوام آرند و ادويه بسرشند قدر شربت آن براى اسهال از چهار مثقال تا شش مثقال و بنا بر مداومت از يك مثقال تا دو مثقال و قوت او تا دو سال باقى مىماند اطريفل ملين تاليف علوى خان منقى دماغ و سينه از بلغم و دافع نزلهء مزمنه صفت آن عناب انجير زرد هر يك بست دانه اصل السوس زوفاى خشك گل بنفشه اسطوخودوس ايرسا بسفايج فراسيون هر يك دو مثقال و نيم مويز سرخ خسته بيرون كرده بست و پنج مثقال مجموع را در سه چار يك من تبريز آب خالص بجوشانند تا به نصف رسد بپالايند و عسل سفيد مصفى يك صد و پنجاه مثقال داخل كرده بقوام آورند پس پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه پوست هليله آمله اسطوخودوس كشنيز خشك مقشر هر يك پنج مثقال رازيانه انيسون مصطگى حب بلسان هر يك دو نيم مثقال غاريقون سفيد سه مثقال فلفل سياه نيم مثقال تخم خشخاش سفيد دو مثقال و نيم روغن بادام شيرين دوازده مثقال و نيم ادويه را كوفته بيخته بروغن بادام چرب نموده بعسل مذكور بسرشند شربتى از يك مثقال تا سه مثقال به آب نيمگرم اطريفل مقوى دماغ نافع نزله و آلات صدر و ملين آن صفت آن پوست هليلهء زرد و كابلى پوست بليله آمله كشنيز مقشر مغز بادام هر يك يك توله تخم خشخاش تخم كاهو دارچينى اسطوخودوس هر يك شش ماشه ادويه سواى خشخاش و كاهو و مغز بادام كوفته بيخته و مغزيات را علىحده صلايه كرده آميخته نگهدارند پس بگيرند بنفشه بيخ باديان اصل السوس گاو زبان هر واحد دو مثقال عناب پانزده دانه سپستان هفتده دانه اسطوخودوس دو درم زوفاى خشك عود غرقى سنبل الطيب هر يك يك درم بيخ سوسن پرسياوشان هر يك يك مثقال انجير زرد هفت عدد مويز منقى چهار توله اين ادويه را در سه پاؤ آب بجوشانند هرگاه سوم حصه بماند ماليده صاف كرده با نيم آثار قند آميخته بقوام آرند و ادويه كوفته بيخته نگاه داشته را آميخته معجون سازند خوراك يك توله بر نهار خورند و از ترشى و بادى پرهيزند اطريفل باديان نافع امراض عينست و هر كه برين ادامت نمايد از ضعف بصارت در امان ماند صفت آن پوست هليلهء زرد و كابلى پوست بليله آمله كشنيز گل سرخ صعتر فارسى هر يك يك توله باديان هفت توله يعنى همچند همه ادويه و در نسخه مفتاح دو چند همه ادويه است كوفته بيخته بروغن بادام چرب كرده بسه چند عسل يا شكر مقوم بسرشند خوراك دو توله و اگر روغن بادام نباشد دو توله مغز بادام اندازند اطريفل كثير المنافع مقوى بصر خاصهء مشايخين و مبرودين به نسخه اسحاق بن عمران و او گفته كه اين نگاه مىدارد صحت را مثل نگاهداشتن ترياق و نافعست براى رياح بواسير و غيره باديا و انواع اوجاع معده و مسخن معده و معين بر هضم و محسن لون و دافع تخمه و سوء هضم و مقوى جگر و دافع صلابت و مفتح سدد آن و مزيد باه و دافع نزلات و غيره علل دماغى بايد كه گرم مزاج كه بعارضهء نزلات و امراض چشم مبتلا باشد در ايام سرما چهل روز بدين طور مداومت نمايد كه تا هفته به قدر شربت اين را وقت خواب خورده باشد و روز هشتم ربع درم محمودهء مشوى در دو شربت آن آميخته بوقت صبح خورده